وقتی طرز فکرت تغییر می کنه

من یاد گرفتم که وقتی نوع نگاهت به اتفاق‌های پیرامونت تغییر می‌کنه، طرز فکرت تغییر می‌کنه. وقتی هم که طرز فکرت تغییر کرد، اهدافت تغییر خواهند کرد. حالا دیگه ممکنه انگیزه‌ای برای کار کردن نداشته باشی. یا اینکه این انگیزه چندین برابر بشه. پس باید قبول کرد که همه چی از فکر شروع میشه. اینکه من یا شما یا هر کس دیگه ای چطور فکر می‌کنیم، نتیجۀ زندگیِ ما رو می‌سازه.

ادامه خواندن وقتی طرز فکرت تغییر می کنه

به موقع بچسب و به موقع رها کن

به جرات می‌توانم بگویم که یکی از مهم ترین مهارت‌های زندگی، این است که کارها را به موقع انجام دهیم. به موقع بچسبیم و به موقع رها کنیم. موضوع حرف من اینجا، فعالیت‌های کاری است. فعالیت‌هایی که همۀ ما به نوعی داریم. اما بیشتر اوقات به هر آنچه که می‌خواهیم نمی‌رسیم. چرا؟ چون ارزش زمان انجام کار را نمی‌دانیم.

ادامه خواندن به موقع بچسب و به موقع رها کن

تجربهٔ نشستن لحظه ای روی صندلی تو پارک

بعد از اذان شب بود که برای کمی هواخوری هم که شده بود گوشی رو برداشتم و به پارک نزدیک محلمون رفتم تا کمی هم مطالعه کنم. الان ساعت ده و نیم شبه و روی یکی از صندلی‌های دم در پارک نشستم. چیزهای جالبی دیدم و شنیدم که ارزش نوشتنو داشتند. برای همین دست به کار شدم و این پست خلق شد.

ادامه خواندن تجربهٔ نشستن لحظه ای روی صندلی تو پارک

از دید خودت یا از دید دیگران!

به دلیل اینکه برای مدتی است درگیر کار ضبط ویدیوهای آموزشیِ رایانه ای هستم، چیزهای خوبی از این داستان یاد گرفتم که دوست دارم آنها را با شما دوستان به اشتراک بگذارم. در کار ضبط مهم‌ترین مؤلفه برای کیفیت محتوای تولیدی، صدا است. درست است که اولین مشخصۀ یک ویدیو، تصویر است. اما باید بدانیم که شخص بیننده تک تک لحظه‌های تصویر را نخواهید دید. اما تک تک ثانیه‌های صدا را خواهد شنید و کوچک‌ترین ایراد را درک خواهد کرد. در صورتی که اگر همین ایراد در تصویر باشد، شاید به راحتی از کنار آن بگذرد. پس دانستیم که در یک ویدیوی آموزشی، نقش صدا بسیار پر رنگ‌تر از تصویر است.

ادامه خواندن از دید خودت یا از دید دیگران!

روز از نو

روزی را تصور کن که از خواب بلند شدی؛ آماده‌ای تا یک روز دیگر را بسازی. با انرژی بسیار شروع می‌کنی، اما دقیقاً نمی‌دانی باید از کجا شروع کنی. البته شاید بدانی، ولی در واقع نمی‌دانی! اما بالاخره از یک نقطه‌ای شروع می‌کنی و همین طور که روز سپری می‌شود، از انرژیِ تو کاسته شده و کم کم شب فرا می‌رسد. احساس می‌کنی وقت استراحتت است. اما یا مجبوری ادامه دهی یا کارهایی که درون ذهنت یکی یکی فهرست می‌شوند مجبورت می‌کنند که ادامه دهی! ادامه خواندن روز از نو

تو دوست خوبم!

ضمیر ناخودآگاه یعنی جایی از ذهن ما که همه چیز را به صورت ناخودآگاه می‌گیرد و ذخیره می‌کند و در مواقعی که حتی فکرش را نمی‌کنیم از پردازش آن چیزهایی که ذخیره کرده است نتایج بُهت آوری را بر می‌گرداند. در سطح یک جامعه، کارکرد ضمیر ناخودآگاه بیشتر خود را نشان می‌دهد. به طوری که مثلاً زمانی که یک اصطلاح بیش از حد در بین اقشار مختلف جامعه استفاده می‌شود، حتی به رسانه‌ها هم راه پیدا می‌کند، کم کم جزء لاینفک زندگی روزمرۀ ما خواهد شد و تاثیر خودش را خواهد داشت.

ادامه خواندن تو دوست خوبم!