مرگ، تا این حد نزدیک!

چند شب پیش بود که هوا خیلی سرد شده بود و هر چی بخاری رو پر زورش می کردم، بازم انگاری زیاد فایده ای نداشت. فردا صحبش که از خواب بیدار شدم، شاید مثل همیشه روی بخاری نشستم تا اینکه کمی ماتحتم گرم بشه! 😁 همین که نشستم، یهو لولۀ بخاری از پشتش دراومد!! با خودم فکر کردم که شانس آوردم که دیشب همین ضربه با پام به بخاری نخورد، وگرنه حتماً شبش خفه می شدم. بخاری دقیقاً موازی و چسبیدۀ به تختم بود و هست. یعنی با یک تنلگر ساده شاید الان من نبودم. 😭

ادامه خواندن مرگ، تا این حد نزدیک!

اعتیاد به تلگرام یعنی تا این حد؟!

به نظر می‌رسه که دلبستگی زیاد به هر چیزی خوب نباشه. حالا می‌خواد این چیز حتی خیلی خوب یا کاربردی باشه، یا نه! توی یکی از سایت‌هام که به جهت تبلیغ کانال‌های تلگرام راه اندازی شده، یکی از کاربران مشکلش رو این طور بیان کرده بود:

ادامه خواندن اعتیاد به تلگرام یعنی تا این حد؟!

چرا برامون یاد دادن به دیگران سخته؟!

وقتی زمان میذاری و کلی انرژی صرف می کنی تا اینکه راه حل یک مساله ای رو که با اون روزها درگیر بودی رو پیدا کنی، حس خوبی بهت دست میده. حتی اگر هیچ چی ندونی، فکر می کنی که الان همه چی دون شدی 😎! اعتماد به نفست شدید میره بالا. اما این موقتی است. پس از مدتی دوباره حس و حالت به مانند روز اول بر می‌گرده؛ مگر اینکه مشکل جدیدی که سراغت اومده رو حلش کنی و مجدداً همون حس خوب رو بهت میده، که برای حل کردن اون مشکل هم شاید چندین ساعت یا حتی چندین روز نیاز باشه.

ادامه خواندن چرا برامون یاد دادن به دیگران سخته؟!

کاشکی بدبختی های ما هم ساده بود

تو اتوبوس نشسته بودم. یک مسافر هم که شهرستانی بود و با زن و بچش بود، اومد و کنارم نشست. ازم ایستگاه میدان شهدا رو پرسید. هنوز چند تا ایستگاه مونده بود. همین که دو ایستگاه مونده بود تا به میدون شهدا برسیم، ازم پرسید؛ نرسیدیم؟ منم بهش گفتم: “این ایستگاه نه، ایستگاه بعدی”.

ادامه خواندن کاشکی بدبختی های ما هم ساده بود

وقتی طرز فکرت تغییر می کنه

من یاد گرفتم که وقتی نوع نگاهت به اتفاق‌های پیرامونت تغییر می‌کنه، طرز فکرت تغییر می‌کنه. وقتی هم که طرز فکرت تغییر کرد، اهدافت تغییر خواهند کرد. حالا دیگه ممکنه انگیزه‌ای برای کار کردن نداشته باشی. یا اینکه این انگیزه چندین برابر بشه. پس باید قبول کرد که همه چی از فکر شروع میشه. اینکه من یا شما یا هر کس دیگه ای چطور فکر می‌کنیم، نتیجۀ زندگیِ ما رو می‌سازه.

ادامه خواندن وقتی طرز فکرت تغییر می کنه

انجام دادن کارهای ساده

امشب رفتم پنج متر سیم برق بگیرم، یک بنده خدایی هم اومده بود تا یک وسیلۀ برقیش رو تعمیر کنه. حدس می‌زنید این وسیلۀ برقی چی بود؟ یک سیم سیار ساده که هیچ چی نداشت! زمانی که داشت درخواستش رو به فروشنده می‌داد، من فقط داشتم با تعجب بهش نگاه می‌کردم که واقعاً یعنی میشه؟! تا حالا فکر نمی‌کردم یکی برای تعمیر یک سیم سیارِ ساده دست به دامن شخص دیگه ای بشه.

ادامه خواندن انجام دادن کارهای ساده