تاثیر روحیه ما در حس رضایت

یک انسان حالت های مختلفی از نظر روحیه ای به خود می گیرد. یک فرد با روحیه خوب احساس می کند که همه چیز دارد. اما کسی که روحیه ندارد، اگر دنیا را هم داشته باشد، احساس کمبود دارد. به نظر می رسد که همین حس خودِ فرد است که سرنوشت ساز است.

روحیه عالی داری …

اگر هم تمام زندگیت در حال خراب شدن باشد، باز هم دست از تلاش بر نخواهی داشت. احساس موفقیت داری، حتی اگر همۀ عالم تو را یک انسان ناموفق به یکدیگر معرفی کنند. در این روحیه کارهای بزرگ می‌توانی انجام دهی و از انجام هر کاری لذت می بری. حتی کارهای سخت که در حالت عادی از پسش هم بر نمی آیی.

حالت عادی داری …

در این سطح نه آن قدر روحیه مان خوب است که دست به کارهای بزرگ بزنیم، نه آن قدر روحیه مان خراب است که همه چیز را خراب کنیم. یک حالت عادی که بزرگ ترین مزیت آن وجود امکان برنامه ریزی و تفکر عقلانی برای آینده است. یعنی نه آنقدر هیجان داریم که حقایق را از دست بدهیم. نه آن قدر مایوس هستیم که حس بلند شدن هم نداشته باشیم.

روحیه بدی داری …

در این حالت حتی اگر تمام دنیا را هم داشته باشی، احساس کمبود می کنی. روحیه بد تو باعث خراب کردن همه چیزِ دور و برت می شود. دید بدی نسبت به محیط پیرامون داری و حس دوست داشتن نسبت به هیچ چیز نداری. شاید حتی دیگران تو را یک انسان موفق بدانند، ولی این تو هستی که حرف اول و آخر را به خودت می زنی که موفقیت در زندگی تو جایگاهی ندارد. یک خوبیِ این روحیه این است که قدر روحیۀ عالی ات را آنجاست که درک می کنی!

اینکه کدامیک از این سه سطح را داشته باشیم، کاملاً بستگی به میزان دانش و تجربه ما دارد. اینکه چه کار کنیم و چطور فکر کنیم و محیط دورمان را چطور کنترل کنیم که سطح روحیه عالی نصیب مان گردد.

پس، نتیجه می گیریم که؛ زندگی یعنی مدیریت کردن روحیه در تک تک لحظات زندگی!

 

پ.ن: یک نتیجۀ دیگه هم می گیریم. اینکه اگه همه چیز رو به پول نسبت بدیم، کار خیلی بدی می کنیم! 😬

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *